متن مصاحبه با آیت الله سپاسی استاد شجره صالحین استان مرکزی پیرامون موضوع جوان مؤمن انقلابی

چهارشنبه 1 خرداد 1398

1-به نظر جنابعالی «جوان مؤمن انقلابی پای کار» کیست؟

از نظر مصداق جوان مومن انقلابی پای کار در زمان وقوع انقلاب کسانی بودند که باعث پیروزی انقلاب شدند و در زمان دفاع مقدس آن حماسه بزرگ را آفریدند و بعد از دفاع مقدس جوانهای در صحنه و مخصوصا جوانهایی که کارهای انقلابی انجام دادند چه در عرصه دفاع و چه در عرصه علم و اختراعات و چه در عرصه حضور.اینها را میتوان همان مصادیقی دانست که رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی به آن سفارش میکنند.

از نظر مفهوم جوان مومن انقلابی پای کار به کسی گفته می شود که پایه های اعتقادی محکم و کاملی داشته باشد و مصداق آیه شریفه )یومنون بالغیب…( باشد و ایمان به غیب داشته باشد و جایگاه انقلاب را هم بشناسد و بداند که این انقلاب در جایگاه مناسبی قرار دارد و لزوم برقراری این نظام را بداند.

اینکه پای کار باشد یعنی اینکه همین الان هم خیلی از افراد هستند که میدانند انقلاب ما و مردم ما قابل مقایسه با هیچ مردم و انقلابی نیستند اما اینکه حاضر باشند برای انقلاب فداکاری و ایثار بکنند و شانه خود را زیر بارهای انقلاب اعم از بار دفاع و بار کارهای مختلف نظام  ببرند ممکن است نباشند و پای کار یعنی اینکه مسئولیت پذیر باشد.

 

2-«ایمان» در این عبارت کدام مرتبه از مراتب ایمان را شامل می شود؟

ایمان در اینجا در مقام تشکیکی است و در هر مرحله از مراحل ایمان آثار متناسب با آن را دارد.اما آن چیزی که مد نظر مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) است این است که این ایمان به شخص انگیزه بدهد و این از مراتب بالای ایمان است و طبیعتا مراتب پایین ایمان نمیتواند آن انگیزه مطلوب را ایجاد کند. پس ایمان مورد نظر رهبر انقلاب )حفظه الله تعالی) آن ایمانی است که در مراتب بالا قرار داشته باشد اما اینکه ایمان در حد لقلقه زبان و متزلزل باشد منظور نیست بلکه منظور ایمان راسخی است که در پوست و گوشت و خون و استخوان این انسان رسوخ کرده باشد که بتواند در شخص انگیزه ایجاد کند برای کار و پای کار بودن و اساسا معنای ایمان عمل است و ایمان یعنی همان التزام و التزام یعنی عمل.

 

3-«انقلابی گری» دارای چه ویژگی هایی است؟ آیا انقلابی گری اقتضائی است؟ (متناسب با شغل، تخصص، جایگاه، شرایط و زمان متفاوت می شود؟)

ما برای انقلابی گری میتوانیم یک معنای ثابتی در نظر بگیریم اما ممکن است به اقتضای شغل افراد این فرق بکند. انقلابی گری یعنی در خدمت انقلاب بودن اما اگر بخواهیم این را برای یک زن خانه دار یا مردی که مشغول به کارهای شخصی خود است این را تعریف کنیم باید بگوییم که معنای انقلابی گری برای او دفاع از انقلاب و حضور در صحنه های نظام و دفاع زبانی و عملی از انقلاب است ولی این مطلب وقتی به یک دانشجو یا طلبه می‌رسد فرق میکند و یا وقتی به یک مخترع می رسد فرق میکند و اینها باید دنبال کارهای بزرگ باشند و یا وقتی به یک مدیر و یا وزیر میرسد فرق میکند.

پس میتوانیم بگوییم انقلابی گری یک چیز ثابتی است اما وظیفه افراد نسبت به این مفهوم اقتضایی است و فرق میکند.

 

۴- “پای کار بودن یعنی چه؟ ” پای کار ” چه چیزی و چه کسی؟

مفهوم پای کار یک مفهوم روشنی است و پای کار یعنی آن زمانی که به شخص نیاز هست بتواند خودش را عرضه بکند و بایستد.چون بعضی افراد هستند که تا رو ماجرا نیست و کاری نیست میگویند که هستند ولی روز کار که بیاید میبینیم که آن فرد نیست و حضور ندارد.

پس انسانی که منظور مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی است در پای کار بودن این است که در جایی که نیاز هست حضور داشته باشد، بتواند حاضر شود.

حالا مثلا یک روز میدان فضای مجازیست و کسی که میتواند در فضای مجازی حضور داشته باشد بتواند در آنجا فعالیت موثر داشته باشد و غفلت نکند و یک انسانی قرار است از مرزها دفاع بکند پای کار بودن برای او یعنی اینکه در آنجا قرص و محکم بایستد و از مرزها حفاظت بکند.اگر کسی نویسنده است پای کار بودن برای او یعنی اگر دید شبهاتی قرار است پایه های اعتقادی جوانان را سست بکند او بایستد و قلم بزند و در فضای رسانه و در فضای منبر و بحث و یا جاهای دیگر اینها را مطرح بکند و شبهات را پاسخ دهد.

پس منظور از این پای کار بودن یعنی هر کجا اسلام و انقلاب و نظام نیاز دارد پای کار اسلام و انقلاب باشد و این پای کار بودن ممکن است در شرایط مختلف اقتضائات متفاوتی داشته باشد و شخص بتواند در آن لحظه حضور داشته باشد و عقب نکشد.

 

۵- از نظر رتبه و جایگاه، کدام یک از شاخص های یاد شده بر سایرین مقدم است و به چه علت از واژه های “جوان” ، “مؤمن”، “انقلابی” و “پای کار استفاده شده است؟

البته هر کدام از این معانی جایگاه خود را دارند اما از نظر رتبه بندی میشود گفت که ایمان بر همه اینها تقدم دارد و زمینه همه اینها ایمان است و شخص مومن باید انقلابی باشد و شخص مومن انقلابی باید پای کار باشد.

اینکه فرمودند که جوان باشد برای این است که کاری را که یک جوان میتواند انجام بدهد یک پیر نمی‌تواند انجام دهد.

اما از نظر رتبی باید بگوییم که ایمان بر همه اینها ترجیح دارد ولی علی القاعده همه اینها با هم مطلوب است چون ممکن است جوان بخواهد کاری را انجام بدهد که انسان پیر اصلا توانایی انجام آن را نداشته باشد هر چند که بسیار هم مومن و انقلابی است و دوست دارد که پای کار هم باشد ولی چون نیرویی ندارد نمیتواند کمکی کند.

این که روی جوان تکیه می شود بخاطر این است که این نیروی جوان است که میتواند اختراع بکند و ماشین انقلاب و نظام را پیش ببرد.

 

۶- به نظر شما کشور چه نیازی به “جوان مؤمن انقلابی پای کار دارد؟

یک جامعه فرتوت و خموده و بی دین و کند و بیحال در همه امور خودش لنگ است چه در امور دنیایی چه در امور اخروی و آن نیرویی که میتواند کارها را پیش ببرد همان نیروی جوان فعال و مومن و انقلابی پای کار است.

اگر فرض کنیم که کارخانه ای وجود دارد که میخواهد خوب کار کند نیاز دارد که نیروی جوان پای کار باشد که ایمان به کار داشته باشد و کار را موثر بداند و غیرت داشته باشد و هر کدام از اینها را نداشته باشد این کارخانه می‌لنگد و حالا اگر ما جریان نظام و انقلاب را تشبیه کنیم به یک کارخانه و یا یک ماشین، حرکت و پویایی و تاثیرش در این است که جوانان در آن حضور داشته باشند و اگر اینها حضور نداشته باشند این تشکیلات با یک حرکت دشمن از بین میرود و طبیعتا چون نمیتواند جلوه داشته باشد نمود خارجی ندارد و لذا نمی‌تواند انقلاب صادر بشود.

 

۷- چگونه می توان شاخصهای “ایمانی، انقلابی، بصیرت و آمادگی” را در جوان ایجاد و یا تقویت نمود؟

مهمترین مسئله در اینباره بحث‌ ارتباط با جوانان است و در گام بعد علوم و معارف و آگاهی هایی که این جوانان نیاز دارند به آنها بدهیم و نیز شبهاتی که دارند را جواب بدهیم و الا در هر زمینه ای نتوانیم این نیاز ها را برآورده کنیم طبیعتا ما یک جوان مومن انقلابی پای کار نخواهیم داشت.

اگر ما جوانی داشته باشم که نتوانیم اقناعش کنیم و ارتباط با او نداشته باشم و فرستنده های ما با گیرنده های آنها تنظیم نباشد و گیرنده های آنان چیزهایی را دریافت میکند که ما اصلا نگفتیم و ما چیز هایی را میگوییم که او اصلا نمی‌گیرد ما هرگز نمی‌توانیم در این رابطه تاثیرگذار باشیم.

 

8- مقدمات و لوازم ایجاد لشکر چند میلیونی از چنین جوانانی چیست؟

همانطور که عرض کردیم یکی از این مقدمات ارتباط با جوان است چون جوان تشنه ارتباط و محبت است و اگر ما برگردیم به اوایل انقلاب و کانون های انقلاب را بررسی کنیم می‌بینیم چیزی که در این کانون های انقلاب وجود داشت همین محبت بود و کسی که بزرگ این کانون ها بود خودش را برتر از بقیه نمی‌دید و با همه رفیق بود و سعی میکرد همه را در جریان اهم مسائلی بگذارد هم از جهت اعتقادی و هم از جهت سیاسی فلذا لازم است که ما ارتباط خوبی با کانون های جوانان داشته باشیم و بتوانیم نیاز های جوانان را رضد بکنیم و به نیازهایشان پاسخ بدهیم .اعم از نیاز های عاطفی، دینی ، اجتماعی و حتی نیاز های اقتصادی.به هر حال اگر ما همه جا از جوان بخواهیم علی القاعده موفق نیستیم و بعضی جاها باید ریزش هم داشته باشیم و جوان بتواند از این ارتباط منافعی هم ببرد فلذا جذب میشود اما اگر ببیند فقط از او مطالبه میشود جذب نخواهد شد.

 

۹- نقش مسئولان، جامعه و خود جوانان در ایجاد آن چیست؟

مسئولین با عمل و صداقت شان باید جوانان را دعوت بکنند به انقلابی و پای کار بودن.اگر واقعا جوانان ببنید آن مسئولی که برایشان کار میکند نه در قید پول است نه مقام و موقعیت می‌شناسد؛ بلکه ذوب در انقلاب و مردم و ارزش های انقلابی است در این صورت جوانان هم تحریک می‌شوند به انجام کارهای انقلابی اما اگر ببیند که مسئولین به دنبال خوی اشرافیگری و استبداد و خودبینی مبتلا شدند جوانان هم بی میل می‌شوند.

پس درباره‌ی مسئولان باید بگوییم صداقت و کار برای نظام و ایمان مسئولین بسیار مهم است. درباره جوانان هم باید حس احساس مسئولیت در جوانها زنده شود و مردم هم باید متوجه بشوند که انقلاب چه منافع عظیمی داشته است و چه پیشرفت هایی داشته‌ایم و خود مردم می‌توانند که جوانان را تشویق کنند به ایمان و انقلاب و یا آنها را بازدارند. فلذا توجه مردم به منافع ایمان و منافع اسلام و منافع انقلابی گری میتواند جوان ما را در این زمینه تشویق بکند.

دیدگاه ها